تا زمانی که بمیرم (10)

سلام به بروبچ گل!

چ خبرا؟ همگی خوبید؟

بالاخره بعد مدتها این فصل دهم هم حاضر شد! میدونم الان همتون عصبانی هستین که چرا انقدر طول کشید. ولی عاقا جان خودم این فصل اصن انگار طلسم شده بود!خنثی

اول از همه که آریا یه مقدار از این فصلو ترجمه کرد و برای من فرستاد اما یهو زد و سیستمش خراب شد. هرچیم صبر کردیم درست بشو نبود. خلاصه گفتم اینجوری که نمیشه. به پرند گفتم که ادامه فصل دهم رو ترجمه کنه. اونم قرار شد شروع کنه که عاقا یهو غیبش زد!خنثی هنوزم که هنوزه خبری ازش ندارم.خنثی

خلاصه درهمین بین که از پرند خبری نبود یه نفر اومد درخواست داد تو ترجمه کمکمون کنه و اتفاقا تست داد و قبولم شد ، اما اونم یهو غیبش زد.خنثی

هیچی دیگه من موندم که چه کنم! از یه طرف بچه ها به شدت منتظر فصل بودن از یه طرفم مترجمامون آب شده بودن رفته بودن تو زمین.خنثی در اینجا بود که غیرت بنده زد بالا و گفتم اصن تا وقتی من هستم که نباید بچه ها منتظر فصل بمونن!نیشخندعینک هیچی دیگه در پی این جوگیری ترجمه رو شروع کردم. عاقا سخت بود سختتتت! مخصوصا که من اولین کتاب زبان اصلی ای بود که میخوندم. ببینید چقد من برای شما فداکاری میکنم!!!نیشخند قدر منو نمیدونید که.نیشخند

خلاصه آخرای ترجمه بودم که یهو آریا پیداش شد! نگو سیستم جدید خریده! هیچی دیگه بقیه ی فصل رو آریا ترجمه کرد و بعد ....... چیه فک کردید موضوع به همین خوبی و خوشی تموم شد؟ نخیر! دوباره آریا یهو غیبش زد!خنثی

هیچی دیگه اون یکم باقی مونده رو هم ترجمه کردمو بالاخره طلسم این فصل شکسته شد!!!

بعدم که ویراستش کردم و الان در خدمت شماییم. از اونجایی که این اولین ترجمه منه ممکنه ایراداتی هم داشته باشه بنابراین خوشحال میشم اگه مشکلی داشت گوشزد کنید.

بله ...دوستان هم از اتاق فرمان اشاره میکنن که من از بالا منبر بیام پایین که شما برید فصلو بدانلودید.نیشخند

 

+ عاقا این مترجمای ما به طرز مشکوکی ناپدید شدن. بنده امنیت جانی ندارما..!نگراننیشخند

 

++ امی پلام نویسنده سری برایم بمیر بین ایان و پاول:

بچه ام داره از ذوق میمیره!خنده

/ 20 نظر / 6 بازدید
نمایش نظرات قبلی
نرگس

خو هروقت ناپدید شدی دنبالت میگردیم. فعلا ترجمتو بکن منت نذار [ابرو]

نرگس

نه حالا یه چیزی گفتیم!!! نریا!!!

محمد

سلام. خسته نباشی. چند وقته یعنی از موقعی که Ebook می خونم از سایتت دانلود می کنم( به جز هری پاترو که نداشتی). خیلییییییی داستان قشنگیه :-) ولی بهتر نیست همرو یه جا ترجمه کنید و بذارید تا هم کسی منتظر نمونه و هم شما انقد اذیت نشید. راستش اصن داستان یادم رفته بود آخه وسطش جلاد لاغرم تموم کردم... ؛-) امیدوارم موفق باشی

مهرناز

سلااااام....ممنون از ترجمه زیباتون....من به شدت دنبال جلد دوم بودم....تا اینکه لمروز اتفاقی این وبلاگ رو پیدا کردم و هر ده فصل رو خوندم... برای اینکه ترجمه ای که کردین بی نقص بشه و هیچ اشکالی نداشته باشه لازم میدونم که بگم املای مصدر گذاشتن رو به اشتباه در دو فصل آخر گزاردن تایپ کردین مثلا بزار اشتباه هست و بذار درسته....اگه این اشکال هم برطرف بشه ترجمتون عالی و بی نقص میشه

ft

سایتتون واقعا عالیه! ممنون! درمورد عکس هم: واااااااااااااای! منم به جاش بودم میمردم!!

مهرناز

سلام.....ممنون بابت ترجمه های زیبا......عیدی هم چند فصل با هم برامون بذارین....[چشمک]

مهرناز

پس عیدی ما چی شد؟؟؟بی این روند ترجمه ، فکر کنم ده سال دیگه این جلد تموم بشه و بچم هنگام مرگم برام جلد آخرشو بخونه[نیشخند]

رها

سلام :" من چندتا سوال داشتم! برای ترجمه کردن باید چه پیش زمین هایی داشت؟ خب من اول دبیرستانم زبان انگلیسیم بد نیست خوبه. و میخوام بدونم اگه بخوام ترجمه کردن رو شروع کنم بهتره که با چی شروع کنم؟ این سوال رو همینجوری برای خودم پرسیدم همین!

مهرناز

تعطیلات داره تموم میشه ها!!!!گفتم که در جریان باشی!!!!

حسین

آقا من خودم شخصا خاطرات خون آشام رو تا جایی که اومده دیدم. خیلی باحاله. باحال ترین شخصیت هم ایانه. آرزوی دیدار و یه عکس باهاش تو دلمه. به شما هم توصیه میکنم ببینیدش. به هرکی دادم گفت باحاله. به امید برآورده شدن تمام آرزو ها.[تایید]