مامور سیگاری خدا(تاکسی نگاری های من)

شنیدید میگن خواب، خواب میاره؟ خب برای من این ضرب المثل در بحث پست گذاشتن هم صدق میکنه. همینکه پست قبلی رو گذاشتم دوباره اون حس مطلب نوشتنم بیدار شد، و درنتیجه الان درخدمت شمامنیشخند. (این یه مدت تو ترک بودم...ولی شما نذاشتید که...گولم زدید ترکمو بشکنمنیشخند)

خب، مثل همیشه داشتم فکر میکردم که خب الان درمورد چی مطلب بنویسم؟ که یهو مامور سیگاری خدا اومد تو ذهنم (نمایشگاه کتاب خریدم، یادتونه؟نیشخند)

یادمه اونموقع مامور سیگاری خدا رو فقط بخاطر اسم خاصش تو لیستم یادداشت کردم و خریدم، اما خداروشکر نتیجه کاملا مطلوب بود و حسابی از این کتاب لذت بردم. (البته بگذریم از اینکه بعدش که از نمایشگاه برگشتم فهمیدم خالم اینهمه وقت این کتابو داشته و من نمیدونستمخنثی آب در کوزه و من تشنه لبان نمایشگاهو میگشتم!خنثی)

..

مامور سیگاری خدا به نویسندگی(یا بهتره بگیم به روایت) محسن حسام مظاهری مجموعه ای از 24 داستانک برگرفته از صحبت‌های مردم درون تاکسی هاست که راوی اونها رو ضبط کرده.

در پشت جلد کتاب اومده:

نویسنده که کارشناس ارشد جامعه‌شناسی است، برای انجام پروژه‌ای تحقیقی، نوعی دوربین مخفی ادبی به دست گرفته و در تهران و اصفهان و چند شهر دیگر، صدای مردم را در تاکسی‌ها ضبط کرده است. حرف‌ها طبیعی‌اند و در عین حال با انتخاب‌ها و روایت های نویسنده به داستان هایی کوتاه تبدیل شده‌اند. در این اثر، با آدم‌هایی استثنایی، موقعیت‌هایی ویژه و نثری طنزآلود روبه‌رو می‌شویم. رفتار و گفتار مردم در تاکسی سندی زنده از وضعیت جامعه معاصر ماست.

..

من خودم خیلی از این کتاب خوشم اومد، شاید یه سری بگن که که این کتاب خیلی مستند واره و آدمو خسته میکنه اما برای من ابدا اینطور نبود. اتفاقا همین واقعی بودن صحبتهاست که عامل جذابیت کتابه. مثل این میمونه که شما بیاید جالب ترین مکالمه هایی که تابحال با دوستاتون داشتیدو به علاوه توصیفات صحنه یه جایی یادداشت کنید و باهاش یه مجموعه بسازید. (اتفاقا یکی از علایق من همینه که بعد از مدتهای طولانی میرم پیامکا، ایمیلا یا چتای قدیمی ای که با دوستام داشتمو میخونم...حس خیلی لذت بخشی دارهلبخند)

کتاب از دید اول شخص(یعنی محسن مظاهری که سوار تاکسی ها میشه) بیان میشه و با اینکه ایشون در اصل جامعه شناس هستن، اما قلم خوبی هم دارن و به روایت ها احساس بخشیدن.

من خودم بعد از اینکه کتابو تموم کردم برام جالب بود بدونم اون آدمایی که صحبتاشون تو کتاب آورده شده آیا بعدها کتابو خوندن؟ اگه خوندن چه احساسی داشتن؟ من اگه خودم بودم احتمالا تا چند روز تو شوک بودم که این حرفایی که تو کتابه واقعا حرفای منه یا یکی تصادفا همین حرفا رو زدهخنده (البته بعدش که از شوک درمیومدم احتمالا ذوق مرگ میشدم که حرفام چاپ شدن!نیشخند کلی ام امضا میدادم به دوستامنیشخند)

..

خب نمیخوام خیلی طولانی کنم مطلبو، همینقدر بگم که به شخصه خیلی مامور سیگاری خدا رو دوست داشتم و دارم، و پیشنهاد میکنم حداقل یکی دوتا از این داستانک ها رو بخونید، حتما خوشتون میاد.لبخند

راستی کسایی که علاقه دارن تاکسی نگاری های جدید آقای مظاهری رو بخونن میتونن به وبلاگشون مراجعه کنن : تاکسی نوشت 

+خیلی طرح جلد کتابو دوست دارم...بغل

 

 

 

پ.ن: من حکمت "درس خوندن تو تابستون" رو نمیفهممخنثی. ینی میفهمما ولی این ذهنِ خسته از درس من که این چیزا سرش نمیشهخنثی. تازه مدامم تو سرم زمزمه میکنه: "اون فیلمه که جدیدا اکران شده، خیلی محشر بنظر میادا، نمیخوای ببینیش؟" خدا از این ذهنای وسوسه گر نصیب گرگ بیابونم نکنهخنثی. لامصب انقدم مظلومانه میگه که آخرش دلم براش میسوزه درس و زندگیو ول میکنم میشینم فیلم میبینمخنثی (انقده فداکارم منخنثی)

پ.ن2: همین الان ذهنم برگشت گفت: " گشنمه، دلم همبرگر دوبل با سیب زمینی سرخ کرده+ مرغ کنتاکی+سالاد و نوشابه میخواد." منم برگشتم گفتم :" منم دلم میخواد.خنثی" اصن تفاهم شدیدا بین ما موج میزنه.خنثی

/ 12 نظر / 7 بازدید
نمایش نظرات قبلی
سحر

[نیشخند]نه گلم.من خودم قم ساکنم اتفاقا اصالت بنده هم از طرف مادری همدانیه . بهر حال هرجا هستی ان شاالله دلخوش وسالم باشی.[بغل][قلب][ماچ]

سینا

میفهمیدی جای تعجب داشت من خودم نفهمیدم چی گفتم

لاله

مرسی[ماچ]

حامد

جلد 3 که ترجمه ش کامل شده و هست.جلد چهار هم چیزی به پایانش نمونده پیشنهاد میکنم حتما بخونی.چون حتی با وجود اینکه سریال خیلی چیزهارو تا الان برات اسپویل کرده باز هم خوندنش لذت بخشه ... اون پستها چون سرور بلاگفا از بین رفته بود کلا حذف شدن خود به خود.بعد از برگشتن سرور بلاگفا آرشیو وبلاگها همه به دو سال پیش برگشت داده شدن که متاسفانه تمام پستهای این دوسال هم باهاش از بین رفتن

هرمیون

سلام علیک به به ملیحه خانوم فعال شدن. به اگید فعالیت بیشتر :D در ضمن اغا دیروز تولدم بود پدر محترمو کشیدیم بردیم شهر کتاب اول رفتیم شهر کتاب ونک بعدشم صادقیه پدر محترم هم سر کیسه رو شل کردو من الان صاحب ۱۶جلد کتاب نو میباشم اگر خوب بودن اسماشونو برات میفرستم حالا این هیچی گفتی فیلم خواستم بگم ناهمتا رو که من عاشقش شدم رفتم دیدیم اوااین فیلم هم داره فیلمشو دانلود کردم دیدم با اینکه با کتاب فرق داره مخصوصا فیلم دو و کتاب دوم فرقشون زیاده ولی فیلمش هم به عنوان داستان جدا واقعا ققشنگه توصیه میکنم با دلت در مورد دیدنش مشورت کنی :D یه چیز دیگه هم اینکه فیلمای Shuter island The host که البته این فیلم کتاب میزبانه ببینش قشنگه رو ببین اگر سریال هم دوس داری هانیبال رو توصیه میکنم یه سریال فوق العاده و ادم خوری

حامد

اره جزئیات که هیچی کار به جایی رسیده که سریال داره مسیرشو از کتاب جدا میکنه و خیلی از اتفاقات مهم کتاب رو نشون نمیده و خیلی چیزا رو خودشون اضافه میکنن و اینکه تازگیها دیگه به صورت رسمی اعلام شده که سریال زودتر از کتاب تموم میشه و در این صورت حتی پایان هاشون هم متفاوت خواهند بود

نرگس

سلی سلی خوفی ملیحه خانوم فعال؟ عاشقتم مامور سیگاری خدا؟؟؟[قهقهه] عزیزمممممممم عاشقتم مجددا با این حسن سلیقت تو انتخاب اسم (نه کتاب) وای دهنم آب افتاد عجب کتابی!!! میخام انتشاراتشو نگفتی ذهن من چیز برگر فرانسوی دوبل با سس کچاپ فراوان پپسی کولا با یخ زیاد تگر قارچ سوخاری سالاد فصل سیب زمینی سرخ کرده با چنگال پلاستیکی و بستنی قیفی شکلاتی زعفرانی با مایع شکلات و اسمارتیز و از این چوبا که میکنن توش و میخاد [خنثی] خودم نه ذهنم[خنثی] ببخشید کامنتم قاطی پاتیه ذهنممممم با این پستی که گذاشتی تمرکزشو از دست داده ضمنا قهرمانان المپ رو هم خوندم [بغل] با اعمال شاقه و همچنان پسره به چشم برادری خوشگله تو هم زود کتابایی که خریدی رو بخون پست بزار خوب دگ حرفی ندارم؟ آها! چرا عاشقتم[ماچ][نیشخند]

حامد

پایان مارتین که مسلما باشکوه میشه.خودش که گفته با الهاماتش از تالکین(نویسنده ی ارباب حلقه ها)پایانی که برای نغمه خواهد نوشت پایانی شیرین با تلخی های خاص خودشه و اما سریال رو مطمئن نیستم.فعلا که فصل پنجم رو گند زدن :))

نرگس

خوب طبیعتا به چشم خواهری که نمیشه نگاش کرد:-//پی همون چشم برادری خوشگله راستی این گیم اف ترون حسابی کولاک کرده ها!! نمیخای ی پست دربارش بزاری؟

نرگس

از همون آینده نزدیکا که زمان مدرسه ها میگفتی؟ :-//