باراکامون

خلاصه داستان: 

"هاندا" استاد خطاط جوانی ـه که بخاطر مشت زدن یک خطاط دیگه در شهر، به عنوان مجازات و تنبیه به جزیره‌ای دور افتاده و محلی میره. هاندا یا سنسی داستان ما به عنوان کسی که تا بحال خارج از شهر زندگی نکرده، حالا مجبوره درون جزیره‌ای دور افتاده زندگی کنه که پر از مردمی متفاوت و محلی ـه و با شرایط جدید زندگی خودش کنار بیاد...

 

لینک دانلود انیمه :  

لینک دانلود زیرنویس انیمه : 

 

راستی این انیمه اوپنینگ و اندینگ قشنگی هم داره...اینجا میزارم برای کسایی که میخوان:

اوپنینگ انیمه : 

اندینگ انیمه : 

 

 

 عکسهایی از انیمه :

 

 

 

 


/ 12 نظر / 151 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مهدی

این انیمه رو پارسال دیدم خیلی عالی بود انیمه نزدیک به این gin no saji رو ببین

سینا

آخیش! بالاخره پست گذاشتی کارای طنز خیلی دوس دارم... توام که یجوری تعریف میکنی تا آدم نبینه دلش آروم نمیگیره خیلی ممون

elena

والا من دارم منفجر می شم با انگیزه! دوتا ترجمه رو دستمه الان (یکی فصل 36 خاطرات خون آشام و یکی هم که ترجمه دنیای شبانه) زبان انگلیسی هم که امتحان فاینال دارم دو هفته دیگه و هیچی نخوندم، یه طراحی برای یکی باید بکشم، یه عالمه کار دیگه هم دارم. با این همه نشستم دارم با خیال راحت کامنت می زارم. بنظرت من طبیعی هستم؟؟؟؟

لاله

اول که گفتی انگیزه نداری متوجه نشدم ولی نصیحتم رو گوش کن یکی با انگیزه تو دلمه درست کرده[خنثی] با این حال ممنون

elena

از من الگو بگیر!! اصلا انگیزم کم نمیشه.

هرمیون

من کلا در مورد انگیزه مورد جالبیم در حال حاضر گفتم که یه عالمه کتاب خریدم باید بخونم از اون طرف مدرسه از این طرف کلاس زبان (نمیدونم چرا جدیدا موقع درسا هنگ میکنم خیلی سخته) از این یکی طرف ما تو مدرسمون در زمان امتحانات ترم اول بازارچه اجباری داریم باید یه چیزی درس کنیم ببریم بفروشیم و از اونجایی که زمانش زمانه مزخرفیه من از اول تابستون مشغولم از اینم که بگذریم دارم جلد سه کتاب ناهمتا رو واس خودم ترجمه میکنم از اون یکی طرف نمیدونم با سایت دمنتور اشنایی داری یا نه من عضوشم باید یه کلیپ درس کنم به همراه یه گذارش کار تازه پدر و مادربزرگم اساس کشی دارن از تهران به تبریز بعدش الان قراره بربم سفر بعد من موندم و این همه برنامه واس نصفیشونم هنوز هیچ غلطی نکردم :D تازه کلی هم کلاس ورزش و هنری ثبت نام کردم هر هفته هم با بچه ها میریم کافی شاپ اصن یه وضعی [نیشخند][چشمک][خنثی]

امیر

سلام... شرمنده یه مدت نبودم... درگیر اساس کشی بودیم شدید... امروز تازه آزاد شدم [نیشخند] انقدر شستم و سابیدم که نگو.... کدبانویی شدم واسه خودم. همین الان که دارم نظر میزارم واست مامانم داره صدا میزنه برم پرده ها رو وصل کنم. (میدونی خو من نیس قدم بلنده... [مغرور] ازین دردسرا دارم دیگه) خوشحالم دوباره انگیزه دار شدی... آدمه دیگه بعضی وقتا اینجوری بی انگیزه میشه یهو... ممنون بابت کتابا و انیمه ها الان باید برم ولی دوباره میام هی نظر میزارم یه وقت بی انگیزه نشی... [گل][گل][گل][گل]

امیر

سلامت باشی... بالای وبلاگ تو قبلا تمیز کرده بودم نگفتم ریا نشه... [عینک]. راستی ملیحه تو اسم اون انيمه هه رو میدونی که توش یه اتوبوس گربه ای داشت؟ و یه موجود گنده ی پشمالو؟ [خنده] خودم از طرز سوال کردنم خندم گرفت... یهو.... [خنده] انيمه ی معروفیه فک کنم... خیلی وقت پیش دیده بودم الان دلم تنگ شده بود براش.

امیر

آها مرسي... [گل]. نمیدونم الان میرم چک ميکنم.

Pardis

سلام! این انیمه فوق العاده خنده دار و قشنگ بود! [قلب] صدا پیشه یا گوینده شخصیت نارو صدای بامزه ایی داشت! [خنده] خلاصه خیلی از انیمه خوشم اومد! [گل] بهتون پیشنهاد میکنم این انیمه رو هم ببینین! Himouto! Umaru-chan ژانر : Comedy | School | Slice of Life تاریخ انتشار : ۲۰۱۵/94 خلاصه داستان : “اومارو” دختری فوق العاده بی نقص و باکمالاته که همه چیز داره و برای توصیف اون کافیه بگم که دانش آموزی با درس و نمره هایی عالیه که چهره ای زیبا و فوق العاده دوست داشتنی هم داره .. هر کاری رو به نحو احسن انجام میده و تو همه چیز بهترینه. ولی نه، صبر کنید … ! یا شاید هم این چیزیه که همکلاسی های اون فکر می کنند، ظاهراً اومارو شخصیتی پیچیده تر از این حرفا رو داره و هویت این شخصیت وقتی برملا میشه که با اومارو به خونه برید و بفهمید اون وقت خودش رو با چه چیزهایی سپری می کنه. اومارو برخلاف ظاهری که در بیرون از خونه از خودش به نمایش میذاره، درون خونه یک اوتاکوی به تمام معناست؛ کلاه حیوونی بلندی می پوشه، هرچی دلش می خواد تنبلی می کنه، هله هوله می خوره و شدیداً به بازی های کامپیوتری، مانگا خوندن و انیمه دیدن اعتیاد داره. وقتی تو خونه ست،