رازم را نگه دار

لینک دانلود :   یا   

 خلاصه : 

 اِما بازاریاب جوانی است که بعد از گند زدن به ماموریتی که برای انجام آن فرستاده شده در بازگشت با خوش شانسی در قسمت فرست کلاس هواپیما می نشیند و وقتی که احساس میکند هواپیما در حال سقوط است از شدت اضطراب بی اختیار شروع به گفتن تمام رازهای زندگیش به مسافر صندلی کناری می کند. ولی هواپیما سقوط نمی کند. و بدشانسی اِما زمانی شروع می شود که هفته بعد متوجه می شود مسافر صندلی بغل دستیش در هواپیما که تمام رازهای اِما را می داند کسی نیست جز . . .

 

 منبع : فارست

/ 36 نظر / 5 بازدید
نمایش نظرات قبلی
نیلوفر

جالب بود

فرشته

سلام من کاملا متقاعد شدم برم نغمه ایی از آتش و یخو بخونم. میگما یه سرم به سایت فارست بزنید خیلی باحاله. قابل توجه اونایی که رمان عشقولی خارجی می خواند.

فرشته

سلام خدا می دونه وقتی این کتابو خوندم چقدر اول از دست دختره حرص خوردم با این گاگولیاش. بعدم از دست پسره با این نوشابه ی مزخرفش. ولی خیلی قشنگ بود. مخصوصا وقتی پای گلدون بیچاره آب پرتقال می ریخت. به نظرم کارش شیطانی بود ولی خوب صاحبش حقش بود[نیشخند][چشمک]

نرگس

هااااااااااااااااا!!!!واجب شد بخونمش!!!ابد خیلی باحالا. همین خلاصشو که خوندم مردم از خنده!!!!

نرگس

خوندمش. میگما اگه نظر100در100 منفیمو درموردش بگم ناراحت میشی؟

نرگس

تعریف از خود نباشه رکوردم 490 صفحه تو یه روزه^ـ^[وحشتناک] به نظرمن ترکیب مزخرفی از خیانت های بهانه دار.شوخی های بی نمک و کلیشه ای جنسی. عادی جلوه دادن همجنسگرایی و فساد. مزخرفات تکراری از فرست کیس و فرست دیت. اتفاقاتی که مشخصه نویسنده زور زده هیجان انگیز جلوشون بده که کاملا آبکی بودن. بی ثباتیه شخصیت اصلی که اوایل خنگ بود و بعد عاقل شد.زیادی تکرار کردن شوخی هایی که اوایل بانمک بود ولی بعد چند بار باید قرص اعصاب مبخوردم که با بتک به جون مانیتور نیفتم.بخشیده شدن غیرمنطقی جک وقتی رازای اما رو لوداد. بود. و در آخر ترجمه افتضاح بود که باعث میشد من دلم بخا مادر برد رو توی مانیتور خرد کنم. همه ی اینها دست به دست هم داد تا گند بزنه به ایده جالبی که میتونست کتاب جالبی بشه ولی بدست یک نویسنده ناشی تهوع آور شد و باعث شد من تا آخر عمرم قسم بخورم به سمت یه کتاب رومانتیک-کمدی(!)نرم

نرگس

ولی خوب همه کتابه یه سری پوین های مثبت دارن. و در مورد اینکتاب میتونم بگم تنهاپوین مثبتش موضوعش بود.موضوع یک کتاب مثل اسکلت ساختمونه که یه نویسنده خوب میتونس آجرهای تمیزو قشنگ و مرتب(همون اتفاقاتی که توی داستان می افتی)که به هم هم میان(!) ساختمون قشنگ و ماندگاری درس کنه اما این نویسنده با اتقاقات بی ربطو بیمزه آجرهای زشت و تقولقی بهش آویزون کرده که حتی جایی که اسکلت تموم میشه(همونجایی که اکا جکو میبخشه)باز هم به طرز نامرتبی روی هم چیده شدن. خوب نظر موافت چیه؟ (بگو من آدم انتقاد پذیریم"فقط هرکی با من مخالف است خر ایست،تمام")

نرگس

شوخی کردما! بدل نگیر!( البته فقط سه خط آخرو)[نیشخند]

نرگس

کو؟کجاس؟؟کی گفته توایلایت بده؟[عصبانی][عصبانی] بگو برم با مف یکیش کنم؟؟؟......و[عصبانی] البته خودم میدونم توایلایت واکنشای خیلی منفی داشته ولی خدایی نامردیه که بگیم بی بندوباریو رواج داده. همه میدونن ادوارد روی این موردا حساس بود بلاهم که 18 سالگی ازدواج کرد تو خورشید نیمه شبم که ادوارد خیلی از بلا به عنوان دختتر نجیبی یاد کرده. و ازونجایی که ادوارد یه اسطوره واسه دخترای نوجوون امروزیه فک نکنم بد آموزی باشه میمونه فصل بیستو یک خسوف که خوب من واقعا روسیام!! دگ تکرار نمیشه!! ولی درکل توایلایت طرفدارای خاص خودشو داره مگه نه؟ بین خودمون باشه. من مامانم و خاله هامو مادربزرگم (مادربزرگای ملت بافتنی میبافن!نن جون من میشینه توایلایت میبینه!)طرفدارشن ولی پسرخالم دوسش نداره!!![نیشخند] خوب الب منم یکم زیاده روی کردم شاید چون من اصلا ژانر رومانتیک_کمدی دوس ندارم. ولی خوب سلیقه ها فرق میکنه. اگه نمیکرد که اینهمه کتابای زنگارنگ و مختلف نمیومدن. پ.ن:یکی من انتقاد پذیرم یکی هیتلر. باتشکر[گاوچران]

رویا(ملقب به تیفانی)

سلام.دوست من این کتابو دانلود کرده ولی حوصله نظر گذاشتن نداره . خیلی این کتابو دوست داره[نیشخند]