رازی را به من مگو !

دانلود : اینجا !


خلاصه :

جس کاستر ، دادستان ایالتی بخش جنایی شیکاگو ، که اکنون چهار سال است از همسرش دان (وکیلی موفق و حرفه ای) جدا شده است ؛ زندگی پرمشغله ای را میگذراند .

حالا پس از چهار سال دان و جس در پرونده ی تجاوز و قتل زنی روبروی هم قرار گرفته اند ؛ و جس در راه اثبات جرم قاتل آن زن با ترس های زندگی گذشته اش مواجه می شود ....

ترس هایی که در هشت سال گذشته سعی در سرکوبشان داشته است ...

 

قسمتی از کتاب: 

وقتی جس به محل کارش رسید، او منتظرش ایستاده بود، یا دست کم وقتی چشمش  به او افتاد که بی حرکت نبش خیابان کالیفرنیا و خیابان بیست و پنجم ایستاده بود، این طور به نظرش رسید. وقتی از پارکینگ بیرون آمد و با عجله به سمت اداره ی  کل اجرایی در آن طرف خیابان می رفت، احساس کرد که او می پایدش. حالت  چشمان تیره ی او از باد اواخر اکتبر که موهای طلایی رنگش را آشفته می کرد، سردتر بود. دست های بدون دستکش خود را بیرون از جیب های کت چرمی قهوه ای رنگ و رو رفته اش مشت کرده بود . یعنی جس او را می شناخت؟ وقتی جس نزدیکتر شد، او به خود حرکتی داد و پوزخندی عجیب و ترسناک لبان برجسته اش را یکوری کرد، انگار چیزی می دانست که جس از آن خبر نداشت.  لبخند او عاری از صمیمیت بود و جس در حالی که چندشش شده بود، فکر کرد: درست مثل خندیدن بچه ای که از کندن بال پروانه ها کیف می کنه !

/ 51 نظر / 14 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مائده مریم

سلامممممممممممم.....دختر خوشگل خودمون... امتحان ها رو چی کار میکنی؟ ما مطالعات و فیزیک و املا و ریاضی و زبان رو دادیم! من اولی و دومی و سومی رو بیست شدم.چهارمی رو یه دونه غلط داشتم شدم 5/18 و زبان هم بیست شدم! و تو؟؟

کیانا!

دیدگاه من نرسیده یا تایید نشده؟! ینی هم اکنون پرشین بلاگو له کنم یا تو رو؟![نیشخند]

مائده مریم

راستی ملیحه فیلم carrie (کری) رو دیدی؟ببین،حوصله ندارم و وقت ندارم و اینا نداریم.همین امروز یا فردا میری یا دانلود میکنی یا از سی دی فروشی زیرنویسشو میخری.اگه دیدی که بهتر،اگه ندیدی حتما ببینی هااااا...مثل آنی شرلی نشه یه وقت...خیلی توپه،یعنی به اون لست فیلم های مورد علاقه ام اینم اضافه میکنم...فوق العاده هه.ماجرای یه دختره هه که مادرش بر تربیتش سخت گیری میکنه و مادره کلا قاطی داره.دختره هم خیلی خجالتیه و همه توی مدرسه اش مسخرش میکنن.یه روز... باقی شو برو بخر ببین!خیلی ترسناکه،ولی جالبه! . . . . . هیچی،اومدم بگم یادت نره.ببینی ها!!![نیشخند][نیشخند]

مائده مریم

آره.از پسرعمه ام گرفتم.ولی خداییش خیلی قشنگ بود! بیشتر غمگین بود تا ترسناک! +آره من هم میرم امتحان میدم و میام خونه میگیرم میخوابم!یعنی من در تعجبم چه طوری وقتی صبح بلند میشم میرم امتحان میدم بیست میشم؟یعنی من عادتم اینه حداقل باید دوازده ساعت بخوابم!و متاسفانه قبل از ساعت دوازده شب خوابم نمیبره!و برای همین هوشیاری ندارم! این امتحان ها رو هم شانسی شانسی بیست شدم! نه اینکه فکر کنی درس نمیخونم هاااا... فقط جوابا از ذهنم میره و درست در لحظه ی آخر میاد به ذهنم! اینجوری خیلی بهتره میری امتحان میدی میای.هم از استرست کاسته میشه،هم میتونی تخت بگیری بخوابی![نیشخند] خیلیییییییی دوست میداریم ملیحه جان![بغل][ماچ] ++راستی خبر فیلم کری،تا یک ساعت اول هیچ چی نداره،تازه بعد از یک ساعت هم هیچی نداره!ولی خب،بعد یک ساعت یک ذره ترسناک و غمگین میشه...فیلمش خیلی جالبه و نویسنده اش هم استفن کینگه! راستی از روی خواهری اینا رو بهت معرفی میکنماااا...فکر نکن میخوام پز بدم...[نیشخند][خنثی]

پردیس جووووووووووون

سلاممممممممممممممممممم خوبی?شوهر عمه خاله نوه دایی بابابزرگ عزیزم راستی نیرو های اهریمنی خونمون سلام رسوندن گفتن از طرف اونا ماچت کنم حالا بیا جلو....[خوشمزه][ماچ] افرین هیچی دیگه همینو میخواستم بگم.... خب خوشششششش باشی ملیحه جونم خدافظ

کیانا!

هر هر هر هر هر! خیلی هم میرسه اصن![قهر]

هديه

وبلاگ زدم اجي[زبان]

هديه

بگو چرخش پنجر نشه [قهقهه]

بی نام

[ابرو]باباجون اومدم نظر درباره این رمانو ببینم آخه کدوم نظر؟ اینجاشده چت روم یاهو[ناراحت][ناراحت][ابرو]

نهال

بسیار کتاب قشنگی بود و واقعا لذت بردم. بسیار ممنونم