داستانی کوتاه از هری پاتر : مقاله ریتا اسکیتر

سلام به همگی

خیلی وقت بود که میخواستم داستان‌های فرعی ای رو که رولینگ در حاشیه‌ی هری پاتر نوشته رو بزارم اما خب یا فرصت نمیشد یا یادم میرفت...

یکی از این داستان های کوتاه که کلا شش صفحه است درباره‌ی زمانیه که هری و دوستاش 34 ساله شدن و برای جام جهانی کوییدیچ اومدن. این کتاب در سایت پاترمور منتشر شده و سایت دمنتور اون رو ترجمه کرده.

رولینگ طوری کتاب رو نوشته که انگار یکی از مقاله های نوشته شده توسط ریتا اسکیتره(ریتا اسکیترو یادتونه دیگه؟ همون خبرنگار شایعه پراکن!).

داستان نه تنها آینده‌ی سه شخصیت اصلی (هری ، رون ، هرمیون) رو مشخص میکنه بلکه توضیحی هم درباره‌ی باقی شخصیت ها داره.

این داستان طنز جالبی داره و آدم واقعا احساس میکنه داره یکی از مقاله های ریتا اسکیترو میخونه. اون لحن فضول و منفعت طلب ریتا کاملا حس میشه تو متن!نیشخند

من که خودم به شخصه وقتی خوندم حسابی خندیدم و لذت بردم.

خلاصه اینکه اگه هری پاتر رو خوندید این داستان کوتاه به شدت توصیه میشه ، چون هم یه نوستالژیه براتون و هم میفهمید که چه بر سر شخصیت های داستان اومده.

/ 6 نظر / 5 بازدید
سینا

آره خیلی قشنگ و خنده دار بود

علی

باید قشنگ باشه.مرسی ملیحه

امیر

هاگوارتز که از قلب من یکی بیرون بیا نیست.... عاشق هر سه شونم [بغل] مرسی... اگه بازم اومد داستان بزار لطفا. [گل] [گل] [گل] [گل]...................................................................................

حامد

[خنده][خنده] خیلی خوب بود این :)) اصلا در جریان داستانای کوتاهش نبودم مرسی که گذاشتیش.کلی لذت بردم و کلی خاطره ی خوب و تداعی کرد ریتا اسکیتر فضول هم که هنوز در اوج به سر میبره :)))))

علی

ملیحه یه وبلاگ اومده پست هات رو کپی کرده...بدون این که منبع رو بگه...مقاله هری پاتر...دختر سایه...1987...قلعه حیوانات... می خوای با هم بریم به جرم کپی رایت تبخیرش کنیم...[نیشخند] www.doniaiketab.blogfa.com

علی

من خودم از تو خلاصه ها رو گرفتم ولی ذکر منبع رو بزرگ تو پست ثابت گفتم...[چشمک]