فانتزی چیست؟ (2) - هتل کتاب

هتل کتاب
ورود شما به هتل کتاب را خیر مقدم عرض می نماییم.
به دلیل بروز بودن سایت لطفا از سایر صفحات وب هم دیدن نمایید.

تبلیغات هزینه نیست بلکه زمینه سازی برای معرفی وب خود به دیگران و درآمد زایی برای شماست .

نويسندگان
پارسا میلانی
صفحات اختصاصی
تبلیغات


یکشنبه ٢۸ دی ۱۳٩۳ :: ۱٢:۱۱ ‎ق.ظ

سلام به بروبچ گل خودمون!

پست فانتزی چیست رو که یادتونه؟(باید یادتون باشه دیگه ، مگه چند وقت گذشته!نیشخند)

یکی از دوستان (امیر) مقاله رو خوند و خواست که نظر شخصیشو دربارش بنویسه. از اونجایی که طولانی بود تصمیم بر این شد که به صورت مقاله بزارم رو وبم تا بقیه بچه ها هم استفاده کنن.

خلاصه اینکه مقاله‌ی جالبیه و به شخصه خوشم اومد.

 

به نام مستی آفرین

سلامی به گرمی صفای وجود همتون. با توجه به اینکه مشکل اصلی اکثر دوستان با بعضی آثار سبک فانتزی ((غیر واقعی بودن)) هست که البته بعضیا (به خصوص در ایران) اون رو توهم و خرافات و ... هم میدونن، و اینکه بعضی از دوستای واقع گرامون زیاد دوست ندارن از از دنیاشون برای چند ساعت هم که شده خارج بشن تصمیم گرفتم یه مطلبی رو در همین مورد گوشزد کنم که امیدوارم براتون مفید واقع بشه. تا حد ممکن سعی کردم کوتاه بنویسم که وقت ارزشمند شما دوستان رو زیاد نگیریم.

مطلبی که میخوام بگم شاید مدتهاست فراموش شده اما بسیار پر اهمیته... و اون فرق بین  واقعیت  و حقیقت هست. شاید بگید اینا که یکین ولی عرض میکنم خدمتتون... فهم این موضوع  باعث میشه با دید وسیع تری به ادبیات و تمامی شاخه های اون از جمله ادبیات تخیلی (فانتزی-fantasy) نگاه کرد. 

 

" برای خوندن ادامه مقاله به ادامه مطلب برید. "



ما به چیزهایی که در اطرافمون هستن (واقع میشن) و با حواس 5 گانه مون حسشون میکنیم میگیم واقعیت. اما هیچ تضمینی نیست که درموردشون اشتباه نکنیم. کما که خیلیا هم کردن. خیلییا اینجا رو با میدان خونریزی و زمین زدن همدیگه اشتباه میگیرن. بسیاری به خداشون با تمام وجود عشق ورزیدن پس همه چی تبدیل به عشق شد. خیلیا فکر میکردن که باید از خدا ترسید و این کافی بود تا دوران سیاه کلیسا پدید بیاد...از روحانیون قلابی که خودشونم باورشون میشه خدا رو میشناسن، انسان رو میشناسن اما در منجلاب زندگی میکنن گرفته تا  مردان شجاعی که بی هیچ ادعایی به جایی رسیده بودن که به سختی مرز میان خود و خداشون رو تشخیص میدادن و هر شب از شور هدیه هایی که خدا بهشون میداد عربده کشی میکردن.

در این دنیایی که پر از آلودگیه ، پر از متضاد هاست و حاصل اختلاط آگاهی‌های متفاوته چی میتونه به انسان دلگرمی بده؟

طی میلیون‌ها سال یا بیشتر بشر با واقعیت دست و پنجه نرم کرد اما آیا هیچ موقع کسی فهمید حقیقت چی هست؟ 
چیزی که امروز بهش میگن فانتزی و اسم‌های زیادی هم داشته ، به نوعی جواب این سوال شد و گفت: من در همه ی اعصار باعث پیشرفت شما شدم. انواع رشدی که در زندگی شما حاصل شد جرقه ی اولیه اش من بودم. حتی هر چیزی که در جهان فیزیکی میبینید روزی در ذهن شما تصور شده بود. چه خوب چه بد شما منو به کار گرفتید ونتیجه اش رو هم دیدید. هرچه در درون همان در برون. 
اما چیزی که حقیقت نباشه پس چی هست؟  و به چه دردی میخوره؟  میشه گفت چیزیه که از روی غفلت با حقیقت اشتباه گرفته میشه و شاید بهش بگن واقعیت در حالیکه حقیقتا  توهمات ذهنی بشر هستن و فقط مانع آزادی اون میشن. خودتون میتونید نگاهی به اطراف بندازید و ببینید تنها چیزی که دست و پاتون رو بسته خودتون هستید و و بهانه ای که برای اثبات رفتارتون دارید یه سری تصویرهاست که به عنوان واقعیت جلوی خودتون نگه داشتید که از شما یه آدم محدود به محیط میسازه. اما فقط به این درد میخوره که آدمو انقدر اذیت کنه تا بالاخره دنبال حقیقت بره و راه زیبای عشق رو در پیش بگیره. شما لا جرم به حقیقتی که پیش روی شماست دست پیدا خواهید کرد البته اگه بخواین اونو ببینین یا بشنوین. اون داستان رو حتما شنیدین که به تمثیل زیبایی میگه:  حقیقت رو درون خود انسان پنهان کردن تا نتونه پیداش کنه. شاید اگه هر جای دیگه  میذاشتنش دست هر کسی به راحتی بهش میرسید.
در صورتی که حقیقت نه تلاشی برای اثبات چیزی داره و نه اثبات میشه. فقط تجربه میشه و دیگه نیازی به سوال در مورد اون نیست. حقیقت فقط هست و جز اون چیزی نیست. 

یکی بود یکی نبود، غیر از خدای مهربون هیچ کس نبود. فانتزی بسته به بکر بودنش هر چه بیشتر میخواد ما رو به این جمله نزدیک کنه و هر چه بیشتر بهش نزدیک بشیم عشق و شادی بیشتری رو حس میکنیم. این تعریف من از فانتزی هست.

منظورم از بکر بودن فانتزی سطحی از معنویت، خلاقیت و خرد هست که نگارنده هنگام خلق اثر ادبی در اون قرار داشته. که به طور خلاصه بهش میگیم: سطح آگاهی. تقریبا همه فانتزی نویس‌ها و عموما کسانی که به معنای حقیقی کلمه آفرینش ادبی یا هنری میکنند، در وضعیتهایی فراسوی وضعیتهای آگاهی عادی فیزیکی و روزمره قرار دارند. در سطوح بالاتر این آگاهی رو به ((الهامات)) میشناسن. اصولا داستان تا این ویژگی ها رو نداشته باشه داستان نیست. یعنی عنصر تخیل پاک از ادبیات جدا نشدنی است و باز هم میگم اگر اثری علاوه بر ویژگی‌هایی که تالکین ذکر کرده این خصوصیات رو نداشته باشه فاقد ارزش ادبی هست (این رو فقط من نمیگم بلکه عین کلام بزرگان هست). هر چقدر شما از دنیای بیرون کتاب دل بکنی و هم پرواز کتاب و نویسنده بشی، هدیه ای از حقیقت و عشق الهی رو که نویسنده برای تقسیم کردنش با شما اون رو در کتابش قرار داده و با جان و دل تدارک دیده بیشتر دریافت میکنی. نویسنده با این کارش هر خواننده ای رو یاد سرزمینی میندازه که روحش برای اونجا بی تابه و هر کسی با شنیدن این بو عاشق میشه... یعنی یادش میاد که عاشق بوده هست و خواهد بود.

  

  رنگ رویا زده ام بر افق دیده ی دل          تا تماشا کنم آن شاهد رویایی را


چیزی که توسط نویسندگان امروزی کتابها اصلا رعایت نمیشه و جز آشفتگی چیز زیادی برای خواننده نداره و نتیجه اش رو هم که دارید میبینید...

در پایان میخوام به 2 مثال زیر توجه کنین تا با اصالت فانتزی آشناتر بشید:

1- واژه لاتین ماگو ، برگرفته از واژه ایرانی مغو است که توسط ایرانیان غربی باستانی، به روحانیان اتلاق میشد و ارسطو در کتاب درباره فلسفه میگوید: مغان حتی از مصریان نیز قدیم ترند. واژه مغ که پیش از زرتشت به طور عام برای روحانیون به کار میرفت، بعدها نشانگر طبقه خاصی به نام مغان شد که در آیین زرتشت وظیفه ی روحانیت را بر عهده داشتند. مغان، روحانیان کیش ملی ایرانیان بودند اما این واژه در سده ی پنجم پیش از میلاد به شکل واژه ی مگوس (مجوس) به یونان رسید و واژه ی مجیک به معنای جادو از آن مشتق شد. چرا که در دوران باستان مرز میان دین وجادو روشن نبود و روحانیان را جادوگر می پنداشتند. پس از ورود افکار ایرانیان به یونان، طبقه ای به نام (مجوسان ) در یونان ظهور کردند و به امور ماوراء الطبیعه میپرداختند. جادوی آنها از سحر ساحره های عوام جدا و متعالی تر بود و رساله های گوناگونی تألیف کردند و عقاید درون آنها را به زرتشت پیامبر نسبت میداند. بدین ترتیب در جامعه ی چندخدایی غرب در دوران باستان، طبقه مغان آیینی اسراری و عرفانی متعالی برای ارتباط مستقیم انسان با خدا، به دور از مراسم و تشریفات رایج در جامعه ی آن دوران ، عرضه میکرد. کراماتی داشتند و مسیری برتر برای زندگی پیشنهاد میکردند و آیینشان بسیار فراتر و دور تر از جادوگری بود.
از کتاب خاطرات یک مغ نوشته پائولو کوئیلو
حتی بر اساس برخی باورها مغ ها نخستین عرفایی بودند که در دوران باستان، راما نخستین ناجی نوع بشر از ارتفاعات وحشی تبت به سرزمینهای پست(ایران) آمد تا تعالیم حقیقت را به آنها آموزش دهد... زرتشت از نسل های بعدی آنها بود.
مغ ها و خدا جویان تا قرن 13 میلادی هیچ گونه دستورالعمل مکتوبی نداشتن تا اینکه باز هم عارف بزرگ پارسی مولانا جلال الدین رومی جهان بینی حق را در اثر بزرگش مثنوی معنوی تدوین کرد. پس از او کبیر عارف هندو قرن 16 با وجود دشمنی های پیروان ادیان اصولی برای گسترش روش ها تلاش کرد اما از آن به بعد تعلیمات به تدریج تحریف شد  و از حق فاصله گرفت و انشعاب یافت.

 

2- شاید اکنون خیلی از ما اساطیر مردمان دوران باستان را صرفاً خیال پردازی های خلاقانه و جذاب و منبعی سرشار برای خلق آثار نوین فانتزی قلمداد کنیم؛ امّا مردمان عصر باستان به هیچ وجه چنین عقیده ای نداشته اند. آنچه ما امروزه «اساطیری» و بنابراین غیر واقعی قلمداد می کنیم، در واقع برای باستانیان از هر حقیقتی، حقیقی تر بوده است. مثلا از جمله منابع مورد استفاده ی فردوسی، خدای نامه های عصر ساسانی بوده که درواقع تاریخ ملّی مدون ایرانیان محسوب می شده اند. که البته به نظرم اگه بخشهایی از این منبع نبوده، از جای دوری نیومده و به هر حال این حکیم بزرگ سعی کرده از معنوی ترین درونیات خودش برای خلق این اثر استفاده کنه که اون هم میتونه حقیقتی بکر باشه. همچون آثار عارفان بزرگی مثل مولانا رومی، حافظ، شکسپیر، میلتون و بسیاری بزرگان دیگر.

 

پس دوستان. وقتی شما یک کتاب فانتزی میگیرین دستتون هدفتون صرفا دور شدن از جایی نیست که فکر میکنید واقعیته بلکه نزدیک شدن به چیزیه که قلبتون براش می تپه و لیاقت روح پاک و بزرگ شماست. بیاین از موهبت بزرگ خیال که البته هنوز خیلی ناگفته راجع بهش باقیه بیشتر استفاده کنیم.
زیباترین‌ها رو براتون آرزو میکنم. ممنون از همتون که حوصله کردید .

امیرحسین ده مجنونی
                                                                                                                     

 

   شکر یزدان را که چون او شد پدید           درخیالش جان خیال خود بدید

                                          (مولانا)



موضوع مطلب : مقاله
آرشيو مطالب
آبان ٩٥
مهر ٩٥
امکانات وب