بالاخره من اومدم!!!!! - هتل کتاب

هتل کتاب
ورود شما به هتل کتاب را خیر مقدم عرض می نماییم.
به دلیل بروز بودن سایت لطفا از سایر صفحات وب هم دیدن نمایید.

تبلیغات هزینه نیست بلکه زمینه سازی برای معرفی وب خود به دیگران و درآمد زایی برای شماست .

نويسندگان
پارسا میلانی
صفحات اختصاصی
تبلیغات


چهارشنبه ٢٤ خرداد ۱۳٩۱ :: ٥:٥۸ ‎ب.ظ

ســــ...ـــللللللللللللللللللللللللاممممممممممممم!!!!!!!!!!!!!!

وای بچه ها بالاخره این امتحانای کوفتی من تموم شد....!!!هوراهوراهورا

داشتم کم کم دیوونه میشدم مخصوصا سر این جغرافی داشتم دق میکردم نمیدونم مشکل من با این جغرافی چیه؟ ولی هر چی که هست منو حسابی عصبانی میکنه!

حتما دارید به خودتون میگید باز این دختره قالب عوض کرد...ولی باید بگم که دیگه همین قالبه میمونه پس لطفا حرص نخورید!نیشخند

ولی من بعد یه مدت دلم واسه دوستام تنگ میشه ... واسه مسخره بازیامون سر کلاس... واسه حرص خوردنای ناظممون... واسه کتک زدن دوستام(این یه دونه رو خیلی دوست دارمنیشخند) خلاصه حسابی دلم واسه مدرسه تنگ میشه... کلا من اینجوریم وقتی مدرسه شروع میشه میگم ای خدا کی تابستون میاد وقتیم که تابستون میشه میگم وای خدایا دلم واسه مدرسه تنگ شده (خود درگیری دارم )

خوب چون امروزخیلی خوشحالم میخوام واستون یه مطلب طنز بزارم پس بپرید برید ادامه مطلب....


ماجرای بسیار جالب زن و شوهری نمونه / طنز تصویری

زن به شوهر میگه : ببینم حقوق این ماهت کجاست

 

 

 

 

زن: بذار جیباتو بگردم!

 

 

 

 

زن (در حالی که جیب پشت شلوار شوهرش رو چک می کنه) : پس کجا قایمش کردی ذلیل مرده؟!

مرد (با گریه) : به خدا تو جیبام نیست!

 

 

 

زن: ای وای اونجا رو کیفم گذاشتیش!

مرد: امون نمیدی بهت بگم که

 

 

 

 

زن: مرسی عزیزم بیخود نیست من اینقدر دوست دارم!

 



موضوع مطلب : متفرقه
آرشيو مطالب
آبان ٩٥
مهر ٩٥
امکانات وب