مامور سیگاری خدا(تاکسی نگاری های من) - هتل کتاب

هتل کتاب
ورود شما به هتل کتاب را خیر مقدم عرض می نماییم.
به دلیل بروز بودن سایت لطفا از سایر صفحات وب هم دیدن نمایید.

تبلیغات هزینه نیست بلکه زمینه سازی برای معرفی وب خود به دیگران و درآمد زایی برای شماست .

نويسندگان
پارسا میلانی
صفحات اختصاصی
تبلیغات


جمعه ۳٠ امرداد ۱۳٩٤ :: ٥:٢۳ ‎ق.ظ

شنیدید میگن خواب، خواب میاره؟ خب برای من این ضرب المثل در بحث پست گذاشتن هم صدق میکنه. همینکه پست قبلی رو گذاشتم دوباره اون حس مطلب نوشتنم بیدار شد، و درنتیجه الان درخدمت شمامنیشخند. (این یه مدت تو ترک بودم...ولی شما نذاشتید که...گولم زدید ترکمو بشکنمنیشخند)

خب، مثل همیشه داشتم فکر میکردم که خب الان درمورد چی مطلب بنویسم؟ که یهو مامور سیگاری خدا اومد تو ذهنم (نمایشگاه کتاب خریدم، یادتونه؟نیشخند)

یادمه اونموقع مامور سیگاری خدا رو فقط بخاطر اسم خاصش تو لیستم یادداشت کردم و خریدم، اما خداروشکر نتیجه کاملا مطلوب بود و حسابی از این کتاب لذت بردم. (البته بگذریم از اینکه بعدش که از نمایشگاه برگشتم فهمیدم خالم اینهمه وقت این کتابو داشته و من نمیدونستمخنثی آب در کوزه و من تشنه لبان نمایشگاهو میگشتم!خنثی)

..

مامور سیگاری خدا به نویسندگی(یا بهتره بگیم به روایت) محسن حسام مظاهری مجموعه ای از 24 داستانک برگرفته از صحبت‌های مردم درون تاکسی هاست که راوی اونها رو ضبط کرده.

در پشت جلد کتاب اومده:

نویسنده که کارشناس ارشد جامعه‌شناسی است، برای انجام پروژه‌ای تحقیقی، نوعی دوربین مخفی ادبی به دست گرفته و در تهران و اصفهان و چند شهر دیگر، صدای مردم را در تاکسی‌ها ضبط کرده است. حرف‌ها طبیعی‌اند و در عین حال با انتخاب‌ها و روایت های نویسنده به داستان هایی کوتاه تبدیل شده‌اند. در این اثر، با آدم‌هایی استثنایی، موقعیت‌هایی ویژه و نثری طنزآلود روبه‌رو می‌شویم. رفتار و گفتار مردم در تاکسی سندی زنده از وضعیت جامعه معاصر ماست.

..

من خودم خیلی از این کتاب خوشم اومد، شاید یه سری بگن که که این کتاب خیلی مستند واره و آدمو خسته میکنه اما برای من ابدا اینطور نبود. اتفاقا همین واقعی بودن صحبتهاست که عامل جذابیت کتابه. مثل این میمونه که شما بیاید جالب ترین مکالمه هایی که تابحال با دوستاتون داشتیدو به علاوه توصیفات صحنه یه جایی یادداشت کنید و باهاش یه مجموعه بسازید. (اتفاقا یکی از علایق من همینه که بعد از مدتهای طولانی میرم پیامکا، ایمیلا یا چتای قدیمی ای که با دوستام داشتمو میخونم...حس خیلی لذت بخشی دارهلبخند)

کتاب از دید اول شخص(یعنی محسن مظاهری که سوار تاکسی ها میشه) بیان میشه و با اینکه ایشون در اصل جامعه شناس هستن، اما قلم خوبی هم دارن و به روایت ها احساس بخشیدن.

من خودم بعد از اینکه کتابو تموم کردم برام جالب بود بدونم اون آدمایی که صحبتاشون تو کتاب آورده شده آیا بعدها کتابو خوندن؟ اگه خوندن چه احساسی داشتن؟ من اگه خودم بودم احتمالا تا چند روز تو شوک بودم که این حرفایی که تو کتابه واقعا حرفای منه یا یکی تصادفا همین حرفا رو زدهخنده (البته بعدش که از شوک درمیومدم احتمالا ذوق مرگ میشدم که حرفام چاپ شدن!نیشخند کلی ام امضا میدادم به دوستامنیشخند)

..

خب نمیخوام خیلی طولانی کنم مطلبو، همینقدر بگم که به شخصه خیلی مامور سیگاری خدا رو دوست داشتم و دارم، و پیشنهاد میکنم حداقل یکی دوتا از این داستانک ها رو بخونید، حتما خوشتون میاد.لبخند

راستی کسایی که علاقه دارن تاکسی نگاری های جدید آقای مظاهری رو بخونن میتونن به وبلاگشون مراجعه کنن : تاکسی نوشت 

+خیلی طرح جلد کتابو دوست دارم...بغل

 

 

 

پ.ن: من حکمت "درس خوندن تو تابستون" رو نمیفهممخنثی. ینی میفهمما ولی این ذهنِ خسته از درس من که این چیزا سرش نمیشهخنثی. تازه مدامم تو سرم زمزمه میکنه: "اون فیلمه که جدیدا اکران شده، خیلی محشر بنظر میادا، نمیخوای ببینیش؟" خدا از این ذهنای وسوسه گر نصیب گرگ بیابونم نکنهخنثی. لامصب انقدم مظلومانه میگه که آخرش دلم براش میسوزه درس و زندگیو ول میکنم میشینم فیلم میبینمخنثی (انقده فداکارم منخنثی)

پ.ن2: همین الان ذهنم برگشت گفت: " گشنمه، دلم همبرگر دوبل با سیب زمینی سرخ کرده+ مرغ کنتاکی+سالاد و نوشابه میخواد." منم برگشتم گفتم :" منم دلم میخواد.خنثی" اصن تفاهم شدیدا بین ما موج میزنه.خنثی



موضوع مطلب : اجتماعی / طنز
آرشيو مطالب
آبان ٩٥
مهر ٩٥
امکانات وب